من متولد 1329/2/15 هستم. پدرم صد در صد در زندگی من تاثیر مستقیم گذاشت. او بود که تصمیم گرفت دختر سه سالشو بذاره روی صحنه و به عنوان پارتنر آکروبات بازی خودش انتخاب کنه قبل از اینکه روی صحنه منو بذاره آواز بخونم. پدرم آکروبات می کرد و از روی بند راه می رفت و بند بازی می کرد و قبل از آوازخونی از من به عنوان پارتنر استفاده می کرد. یعنی به این صورت که وقتی روی بند راه می رفت دو تا صندلی را پایه هاشو روی هم می گذاشت و من را روی صندلی دوم می نشوند و صندلی اول راروی چونه اش می گذاشت واز روی بند راه می رفت. این آکروباسی یه جا منو متوقف کرد یعنی صندلی از روی چونه اش لیز خورد و منووسط زمین و هوا از پشت سر با مو هام گرفت. ولی وقتی متوجه شد که من ترانه خواننده ها را یک بار که می خونم دفعه دوم می تونم بخونم این استعداد را در من دید که می تونم صدای خواننده ها را تقلید کنم
این ترانه را از خانم پوران که اون زمان به اسم بانو ناشناس می خوند اجرا می کردم. یک ترانه از خانم دلکش اجرامی کردم به نام رعنا جان، یک ترانه از خانم مرضیه می خوندم یکی از مصطفی پایان می خوندم...کوچکتر از اون بودم که احساس بکنم که روی صحنه دارم برنامه اجرا می کنم یا جلو جمعیت هستم. فقط پدرم گولم می زد که برات عروسک می خرم اگه بری بخونی. به همین دلیل صحنه برام وقتی بزرگتر شدم عادی شد. روی صحنه احساس می کردم تو خونمونم و جمعیت احساس امنیت به من می داد
هر چی تعداد جمعیت بیشتر می شد حس می کردم کار بهتر ی می کنم. از سنین اول دبستان که همون هفت سالگی باشه یواش یواش توام با آزار و رنج شد. چون زندگی خانوادگی و خصوصیم زندگی یک بچه با اون موقعیت نبود. نمی خوام بشکافم اون ماجرا ها رو اما به دلیل داشتن زن پدر، نداشتن فرصت کافی برای درس خوندن و اجرای مداوم برنامه فشار بهم زیاد می آورد. چون هم نان آور خونه بودم هم باید درس می خوندم هم نمی تونستم بچگی کنم. اما این فشار ها روزبه روز منو آبدیده تر می کرد. فکر می کردم روی صحنه کارمو بهتر ادامه بدم. شاید رنج اون زمانها و اذیت و آزاری که شدم میوه شو بعد ها بهم داد.آهنگ های اولیه که خودم شروع کردم به خوندن فکر می کنم مربوط به سال1345 یا 46 شاید هم 44 باشه
چون سال1344 ترانه ای از حسن شماعی زاده خوندم که هیچوقت به صورت صفحه و نوار به بازار نیومد ولی فکر می کنم توی رادیو اجرا کردم به نام شهرزاد قصه گو. اما اولین ترانه ای که رسما به نام خودم اجرا کردم و به صورت صفحه به بازار اومد ترانه قصه ی وفا بود از هنرمند قدیمی و عزیزمون پرویز مقصدی که خیلی هم با استقبال روبرو شد و اون ترانه فروش فوق العاده داشت در زمون خودش
ترانه آهنگهای گوگوش Mp3 آکورد و |
منو گنجشکای خونه دیدنت عادتمونه ... ای چراغ هر بهانه از تو روشن |
|
|
mano gonjeshkaye khone didanet adatemooneh ... ey cheraghe har bahaneh ... |
من کویرم ای خدا با حسرت یه قطره آب... خدایا کویرم بگو ابر بباره میخوام جون |
|
|
man kaviram ey khoda ba hasraye ye ghatre aab ... khodaya kaviram kaviram |
پل ... برای خواب معصومانه عشق ... بزار قسمت کنیم تنهائیمونو |
|
|
pol ... baraye khabe maesoomaneye eshgh ... bezar ghesmat konim tanhaeemono |
میونه یه دشت لخت زیر خورشید کویر مونده یک مرداب پیر ... حالا یه مرداب شدم |
|
|
mione ye dashte lokht zire khorshide kavir moonde yek mordab e pir ... mordab |
ما به هم محتاجیم مثل ما به آدما مثل یک ماهی به آب ... ما بهم محتاجیم |
|
|
ma be ham mohtajim mese divoone be khab ... |
آدما آی آدمای روزگار چی میمونه از شماها یادگار ... آدمها آی آدمهای روزگار |
|
|
adama aay adamhaye roozegar chi mimoone az shomaha yadegar ... |
همصدای خوبم بخون تا بخونم ... یه جا ابر آسمون یه جا پر از ستاره |
|
|
hamsedaye khobam bekhoon ta bekhoonam ... |
عشق خاکستری...داغ یک عشق قدیمو اومدی تازه کردی.. به عشق تو زنده بودم |
|
|
daghe yek eshghe ghadimo oomadi taze kardi ... eshghe khakestari |
ما بهم نمی رسیم مثل خورشیدیم و ماه ... من بدنبال تو با پای برهنه |
|
|
ma beham nemiresim mese khorshidimo mah ... man bedonbale to ba paye piade ... |
فصلی که ما بی تو من شد فصل خاکستری مرگ ... با سقوط دستهای ما |
|
|
fasle khakestarie marg ... ba soghoote dasthaye ma dar tanam chizi foro rikht... |
خوابم یا بیدارم تو با منی با من همراه و همسایه نزدیکتر از پیرهن |
|
|
khabam ya bidaram to ba mani ba man hamraho hamsaye nazdiktar az pirhan ... |
در امتداد شب ... نگاه می کنم نمی بینم چشم مرا هوای تو پر کرده |
|
|
dar emtedade shab ... negah mikonam nemibinam ... |
بیا دریا کاری کن غمهارو چاره بکن ... دلم از غصه داره خون میشه دریا کاری کن |
|
|
bia darya kari kon ... delam az ghose dare khoon mishe darya kari kon |
در پی آهوی عشق صیاد آواره شدم تا کجا باید دوید یا رب دیوانه شدم |
|
|
dar peye ahooye eshgh sayyade avvare shodam ... |
قلندر ... این روزها که شهر عشق خالیترین شهر خداست |
|
|
ghalandar ... eiyn roozha ke shahre eshgh khalitarin shahre khodast... |
گاهی خنده گاهی گریه آخه این چه کاریه سرم از غم تو گریبون این چه روزگاریه |
|
|
gahi khande gahi geryeh akhe in che karie ... |
ماه پیشونی تو قصه فکر بیداری تو خواب... توی گسترده رؤیا ای سوار اسب ابلق |
|
|
mah pishooni e to ghese fekre bidari to khabe ... age mah pishooni nistam... |
توی یک دیوار سنگی دو تا پنجره اسیرن ... دو پنجره |
|
|
do panjareh ... toye yek divare sangi dota panjere asiran ... |
از این سفره سرد و خالی از این سر پناه خیالی نجاتم بده نجاتم بده |
|
|
az in sofreye sard o khali az in sar panahe khiali nejatam bede nejatam bedeh ... |
اومدم شبها رو باور نکنم غصه نذاشت... حالا باور بکنم یا که باور نکنم دردی درمون |
|
|
oomadam shabha ro bavar nakonam ghose nazasht ... hala bavar bokonam... |
هوای تازه ... درهارو وا میکنم پنجره ها رو میشکنم... توی این خونه در بسته |
|
|
havaye tazeh ... darharo va mikonam panjereha ro mishkanam ... |
غم در دل من بقدر عالمه غمهای عالم برای من کمه |
|
|
gham dar dele man beghadre aalame ghamhaye aalam baraye man kame ... |
کلبه ها فکر حصارن باغچه ها فکر بهارن ... من چه کردم جز نشستن گریه دیدن |
|
|
kolbeha fekre hesaran ... man che kardam joz neshastam gerye didan ...with martik |
دست من وقت نوشتن شکل اسم ... تو چه خوشرنگو عزیزی مثل یک نت لب گیتار |
|
|
to che khoshrango azizi mese yek note labe guitar |
دو پرنده ... اون پرنده تو بودی پیرهن ابرو درید ... من اون پرندم گنگ و خسته |
|
|
do parande ... man oon parandam gongo khaste ... oon parandeh to bodi  |
گلی که دست تو چیده پیش رومه ... بین ما هر چی بوده تموم شده |
|
|
Goli ke daste to chide pishe rome ... beyne ma har chi bode tamom shode  |